شبکه بهداشت و درمان عباس اباد
۱۳۹۷ دوشنبه ۲۸ آبان
br ENGLISH
تعريف فرزند پروري

«به نام خدا»

تعريف فرزند پروري

فرزند پروري به معناي تربيت يا پرورش فرزندان است به عبارت ديگر، فرزند پروري به مجموعه اي اعمال و رفتارها گفته مي شود كه والدين اختصاصا براي رشد ، برقراري ارتباط، آموزش، ارضاي نيازها، مراقبت و در مجموع تربيت فرزندان خود انجام مي دهند. صرف نظر از ميزان آشنايي والدين با مفهوم يا تعريف فرزند پروري، هر يك، از روشهاي فرزند پروري خاصي استفاده مي كنند

شيوه هاي فرزند پروري داراي دو معيار عمده هستند : محبت و كنترل

كنترل والدين آن دسته از رفتارهاي والدين را شامل مي شود كه در خدمت فرايند انتقال ارزش هاي اجتماعي از والدين به فرزندان قرار دارد ..

محبت نيز شامل صميميت، علاقه، مهرباني و عاطفه والدين مي باشد

بر اساس اين دو شاخص مهم شيوه هاي فرزند پروري به سه دسته تقسيم ميشود :

Ø     شيوه مقتدرانه

Ø     شيوه سهل گيرانه

Ø     شيوه استبدادي 

فرزند پروري مقتدرانه

 

شادي ، استقلال ، مهارت هاي قوي اجتماعي ، توانايي استدلال قوي در مورد اعمال و رفتارها، توانايي سنجيدن رفتارهاي خود، روحيه مقابله با مشكلات، پيشرفت تحصيلي بالا، قدرت قضاوت خوب، فهم و درك بالا از ارزش ها، اخلاقيات و اهداف زندگي، ارزش قائل شدن براي همكاري و مسؤليت اجتماعي و توانايي بالا براي مقابله با انواع آسيب هاي اجتماعي به ويژه اعتياد ، برخي از ويژگي هاي فرزندان اين خانواده است.

فرزند پروري سهل گيرانه

 والدين سهل گير كنترل كمتري بر كودكان خود اعمال مي كنند و خواسته هاي آن ها چندان معقول نيست. مهرورزي و محبت آن ها در حد متوسطي قرار دارد . خانواده آنها نسبتا آشفته است. فعاليت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال كارانه است اين كودكان هنگام مقابله با ناملايمات واپس روي ميكنند . مصرف مواد را از همان سنين اوليه آغاز مي كنند .

اين كودكان به نوجواناني بي بندوبار ، لا ابالي سهل انگار خودخواه و بي هدف تبديل مي شوند كه احساس مسئوليت نمي كنند و قادر به زندگي اجتماعي نيستند و اغلب در زندگي با شكست مواجه مي شوند و در صورت مواجهه با سختي هاي بهنجار دوره نوجواني به صورت فردي ضعيف كه فاقد مهارتهاي لازم براي مقابله با مسائل خود مي باشد ، عمل مي كنند . در نتيجه براي فرار از مسئو ليتها يا عدم كنترل تكانه ها ، به سمت مواد روي مي آورند

والديني كه حمايت گر افراطي هستند به شيوه اي موافق و همسو با تكانه ها و اميال كودك عمل مي كنند،   

كودك را در انجام هر كاري آزاد مي گذارند قواعد انضباطي اندكي برقرار مي كنند ، اما به نيازهاي اصلي او

 توجهي نمي كنند. هر چند امكانات و لوازم فراواني دراختيار كودك هست ، كودكاني كسل ، بي تفاوت و بي

 مسئوليت پرورش مي دهند كه ابتكار و خودانگيختگي را از دست داده و منفعل ، بي حوصله و بي ثبات در

مواجه شدن با سختي ها بار مي آيند و انتظار دارند كه همه چيز به آنها داده شود. فرزندان خانواده هاي  

سهل گير واقعا در خانواده حكومت مي كنند. معمولا تمام اعضاي خانواده در حال ارايه خدمات و سرويس

به آنها هستند. در اين نوع فرزندپروري انتظار و توقع از فرزندان كم، اما توجه و محبت زياد است.

نبودقواعد و قوانين خانوادگي براي فرزندان و هر گونه انتظار، توقع، مسؤليت و درنتيجه ، بي مسؤليت و بي

برنامه بودن اين فرزندان، از ساير خصوصيات خانواده هاي سهل گير است

فرزند پروري استبدادي

نمايش قدرت والدين اولين عاملي است كه اين شيوه را از دو شيوه ديگرمتمايز مي سازد . اين والدين بسيار پرتوقع بوده و پذيراي نيازها و اميال كودكان نيستند . پيام هاي كلامي والدين يك جانبه و فاقد محتواي عاطفي است . والدين مستبد غالبا هنگام اعمال دستورات، دليلي ارائه نمي دهند ابراز محبت در اين الگو در پائين ترين سطح قرار دارد . اين والدين اطاعت كودك را يك حسن تلقي مي كنند و در مواقعي كه اعمال ورفتار كودك در تعارض با معيارهاي آن ها قرار مي گيرد ، از تنبيه واعمال زور براي مهار خواسته كودك استفاده مي كنند بر اساس تحقيقات اين كودكان خشمگين منزوي و  غمگين  هستند در اين خانواده ها كودك و نوجوان خود راتنها و ناتوان مي بيند و احساس بي ارزشي ميكند در واكنش به اين طرد شدن ، نوجوان در جست و جوي راهي مي باشد تا تاييد وحمايت و محبت را پيدا كند.

اينجاست كه گروه همسالان بزهكارمنشاء و عامل روي آوردن نوجوانان به سمت رفتارهاي مشكل آفرين از جمله اعتياد مي شودبسياري از صاحب نظران كمبود محبت و ضعف عاطفي را ريشه اصلي جرم و انحراف دانسته اند زماني كه فرد در خانواده نيازهاي عاطفي اش برآورده نشود ، مجبور مي شوددست نياز به سوي ديگران ي راهي مي باشد تا تاييد وحمايت و محبت را پيدا كند.

اين طرد شدن از سوي والدين و نداشتن رابطه گرم و پذيرنده ، باعث گرايش . فرزندان به سوي اعتياد مي شود والدين كه نگهبانان خانه و خانواده و در واقع اولين معلمان كودكان هستند، نقش تعيين كننده اي در زندگي فرزندان خويش دارند. برخي از آنها ممكن است آشنايي كافي بامسئوليت خود نداشته باشند و در اثر بي توجهي و بي نظمي موجب ايجاد هرج و مرج درمنزل گردند.در نتيجه كودك و نوجوان نا آگاه و بي برنامه كه از كنترل اجتماعي اوليه محروم است، به رفتار مخاطره آميز دست زده و يا برعكس ممكن است والدين رفتاري خشونت آميز با فرزندان خويش داشته باشند كه از اين طريق مانع شكوفايي استعدادهاي بالقوه او شوند و اين امر به عدم توان مقابله با ناملايمات زندگي، ايستادگي در برابرمشكلات و بالاخره پايداري به هنگام مواجه با افرادي كه خود به رفتار مخاطره آميز دست مي زنند منتهي شود

تاثير خانواده آنچنان بر رشد بارز است كه پژوهشگران با وجود اختلاف نظر در زمينه هاي مختلف ، در زمينه اهميت سبك هاي فرزند پروري وتاثير آن بر رشد نظر مشترك دارند . هسته مهمي ازفرايندها و تعاملات ناشي از محيط خانواده ، به باورها و ادراكات كودك از باورها و رفتارهاي والدين برمي گردد . با بررسي نحوه ادراك فرزندان از سبك هاي فرزند پروري مي توان به شيوه هاي موثر دربروز رفتارهاي اعتياد گونه پي برد

Ø    نقش گروه همسالان:

عضويت در گروه همسالان براي نخستين بار كودكان را در فرايندي قرار مي دهد كه بيشترين ميزان جامعه پذيري به صورتي ناخودآگاه و بدون هرگونه طرح سنجيده اي در آن انجام مي پذيرد. گروه همسالان برخلاف خانواده و مدرسه، كاملا حول محور منافع و علايق اعضا قرار دارد. اعضاي اين گروه مي توانند به جستجوي روابط و موضوع هايي بپردازند كه در خانواده و مدرسه با تحريم مواجه است

تقريباً در 60% موارد اولين مصرف مواد با تعارف دوستان صورت ميگيرد

گروه همسالان، بخصوص در شروع مصرف سيگار، بسيار مؤثرتر است بعضي از دوستي ها صرفاً حول محور مصرف مواد شكل مي گيرد.

Ø     ترتيب تولد و گرايش به مواد

ترتيب تولد كودك و سازگاري و ناسازگاري اجتماعي او موثر است و بايد گفت فرزندان اول ازتوجه بسيار خوبي از طرف والدين برخوردارند اما هنگامي كه فرزند دوم به دنيا مي آيد، اين توجه كمتر شده و آنها در آينده دچار ديد گذشته نگر و بدبينانه شده و اغلب افراد روان رنجورو مجرم را تشكيل مي دهد.

فرزند دوم كه معمولاً رقابت شديدي با فرزند اول دارد. معمولاً از طرف والدين توجه مستمري دارد و كمتر به سوء مصرف مواد مخدر دچار مي شود اما فرزند آخر به علت توجه زياد والدين پس از رفتن در بين اجتماع از عزت نفس پاييني برخوردار مي شود

 راهكارها  :

Ø     با فرزندمان رابطه صميمانه و حمايتي برقرار كنيم "صميمي و حامي " به معناي " آسان گير و اهمال كار " نيست. نتايج بررسي ھاي محققان نشان داده فرزنداني كه به وسيله والدين شان تحقير و تنبيه بدني شده اند بسيار بيشتر از ھمسالان شان كه چنين نبوده اند در معرض اعتياد به موادمخدر و الكل قرار دارند. طراحي و اجراي استراتژي فرزند پروري حمايت كننده عبارت است از ايجاد ارتباط صميمانه و حفاظت كننده وضع و اجراي قوانين روشن و واضح تا فرزندان بياموزند كه چه قوانيني را بايد اجرا كنند و بايد مسئوليت اعمال ورفتارشان را به عهده بگيرند.

 

تهيه و تنظيم:     شكوفه درويش كارشناس بهداشت روان شبكه

                               هفته آخر مرداد95

 

  

 

 

 

                                                                     

 

1395/06/08
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
Powered by DorsaPortal